|
سجادMAX |
|
خوش آمدید |

واسه اون چشاي نازت*شب و روزشُ يکي کرد*پا گذاشت تو جاده ي عشق*تا تهِ گريه سفر کرد ؛ 
نيستي يک لحظه ببيني*عاشقت داره مي ميره *نفساي آخرينُ*خيلي وقته که کشيده ؛ 
آسمون بي ستاره*هر شبش تيره و تاره*ماه پر غرورمونم*واسه ي تو بي قرارِ؛ 
آي ستاره ، آي ستاره*دل من با تو بهاره*وقتي تو نيستي عزيزم*زندگي بي تو محال ؛ 
آي ستاره،آي ستاره*نگو دل خبر نداره !*که دلت يه جا اسيره*اون کيه،کدوم بيچاره؟ 
يکي مثل من ، يه ساده*دل اونم سر کارِ*بازي دادي هممون ُ*ديگه اين آخر کاره !؛ 
عاشقت دستتُ خونده*مي دونه فايده نداره*ولي بازمي خواد بموني*کنارِِاين قلبِ پاره... 
رهّام ![]()















شکسته تموم بال و پر من
مرده تموم خیال و باور من
این سکوت سرد و مبهم
شده تنها یادگار همسفر من
قصه ی من از کجا شروع شد
مردن چرا همیشه شد سهم آخر من 
















+ نوشته شده در دوشنبه 1387/04/31ساعت توسط سجاد بقایی |
| ||||||