|
سجادMAX |
|
خوش آمدید |
زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم
نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود
زيباترين سخني که شنيدم
سکوت دوست داشتني تو بود
زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار تو بود
زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود 
زيباترين اعترافم عشق تو بود



+ نوشته شده در شنبه 1387/05/05ساعت توسط سجاد بقایی |
دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!! عشق آن ننگی که پندارید نیست آن خیالی که شما دارید نیست اشکهاتان هم دروغ دیگریست اشک این آبی که می بارید نیست سرد و مرموزید مانند صدف عشق اما مثل مروارید نیست لایق تزیین شدن با برگ سبز هیزم خشکی که می کارید نیست عشق جز پرواز جز غم جز غزل آنچه از آن سخت بیزارید نیست


























+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/05/02ساعت توسط سجاد بقایی |
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟ سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
+ نوشته شده در سه شنبه 1387/05/01ساعت توسط سجاد بقایی |
| ||||||